برده هنرمند هنرمند انیمیشن طراحی کاراکتر

برده: هنرمند هنرمند انیمیشن طراحی کاراکتر والت دیزنی دنیای واقعی انیمیشن تخیل

گت بلاگز اخبار اجتماعی تهران، بدریخت‌ترین شهر دنیاست

فرزانه ابراهيم زاده: «اگر از اوج به شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران نگاه کنيم يا کوچه بعد کوچه هاي آن را به دقت ببينيم، متوجه مي شويم بدريخت ترين شهر دنياست و اي

تهران، بدریخت‌ترین شهر دنیاست

تهران، بدریخت ترین شهر دنیاست

عبارات مهم : ایران

آنچه ۵۵ سال قبل در سيمنار پرسشها اجتماعي پایتخت کشور عزیزمان ایران گذشت

تهران، بدریخت‌ترین شهر دنیاست

تهران، بدریخت ترین شهر دنیاست

فرزانه ابراهيم زاده: «اگر از اوج به شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران نگاه کنيم يا کوچه بعد کوچه هاي آن را به دقت ببينيم، متوجه مي شويم بدريخت ترين شهر دنياست و اين مصيبت از بي نقشه اي و بي نظمي آنهايي بوده که در گذشته ها اداره شهر را برعهده داشته اند. در شهرداري اداراتي وجود دارد که نباید باشند. هيچ چيز در شهرداري فناناپذير نيست و اگر عوارضي از ۲۵ سال پيش وضع شده، همان طور مانده است.»

فرزانه ابراهيم زاده: «اگر از اوج به شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران نگاه کنيم يا کوچه بعد کوچه هاي آن را به دقت ببينيم، متوجه مي شويم بدريخت ترين شهر دنياست و اي

اشتباه نکنيد که اين جمله شرح وضعيت پایتخت کشور عزیزمان ایران در تاريخ ارديبهشت ۱۳۹۶ نيست. توصيفي است از احمد نفيسي، معاون شهردار وقت پايتخت در ارديبهشت ۱۳۴۱ شمسي در آخرين روز از سمينار ۶ روزه «مسائل اجتماعي شهر تهران»؛ زماني که اين شهر هنوز کلانشهر بزرگ امروز نبود. سميناري که به دبيري احسان نراقي و با همکاری گروه تحقيقات شهري دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران در اين دانشگاه برگزار شد و مهم ترين رويداد اجتماعي مختص اين شهر از وقت اعلام پايتختي اش به وسیله آغامحمدخان قاجار و حتي بعد ازآن بود. سميناري که با بررسي علمي و جامعه شناسي، پرسشها مهم شهر از وضعيت رفاهي تا شهرداري و جمعيتي را مورد نقدوبررسي قرار داد و راهکارهاي برون رفت آن ارائه شد. راهکارهايي که بسياري از آنها با گذر پي درپي شهرداران در حافظه شهري باقي ماند که همه کارشناسان از گسترش افسارگسيخته و بي برنامه آن گفتند که مهم ترين ويژگي اش در طي ۲۳۰ سالي بوده که پايتخت ايران شده است هست.

پيشنهاد اوليه برگزاري اين سمينار براي اولين بار در مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران و به رياست دکتر غلامحسين صديقي ارائه شد. کارشناسان اين مؤسسه بعد از مطالعات فراوان متوجه شدند که وضعيت پایتخت کشور عزیزمان ایران به عنوان پايتخت ايران و به نوعي ويترين کشور، وضعيت مناسبي نيست و مردم در اين شهر با پرسشها زيادي مواجه هستند. مشکلاتي که زندگي در اين شهر را با وجود مرکزيتش با مسائلي روبه رو کرده و به همه جاي کشور نيز سرايت داده بود؛ به قول دکتر صديقي، دو ثلث ناهنجاري هاي کشور در همين پایتخت کشور عزیزمان ایران به وجود آمده هست.

احسان نراقي، معاون اين مؤسسه و دبير سمينار نيز در حاشيه برگزاري آن در گفت وگو با روزنامه اطلاعات با اشاره به همين پرسشها گفته بود: «ما در چند سال اخير بر اثر مطالعاتي که در مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي انجام گرفت، با سلسله پرسشها و معضلات مردم پایتخت کشور عزیزمان ایران برخورد کرديم و ديديم که اين پرسشها همگاني است و مؤسسات متفاوت نيز با آن دست به گريبان هستند و همه مايلند که اين اشتباهات در محلي که از لحاظ علمي صلاحيت داشته باشد، بررسي شود.»

تهران، بدریخت‌ترین شهر دنیاست

سميناري که قرار بود به گفته نراقي، پرسشها مردم شهري که بي قواره بزرگ شده است و فاقد تأسيسات کامل اجتماعي است را روشن کند. گروهي از متخصصان و دستياران پژوهشي چون پل ويلي، مهدي مؤتمني، محمود حکمي، دکتر مجيد حق شنو و ابوالحسن بني صدر، دستياران تحقيق مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران گزینش و در طي سه ماه در دفتري که شهرداري در ميدان توپخانه در اختيارشان گذاشته بود و با همکاري وزارتخانه ها و نهادهاي دولتي پژوهش هاي گسترده اي راجع به پرسشها شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران انجام دادند؛ البته افرادي چون حسن حبيبي و ناصر تکميل همايون نيز در کنار اين گروه همکاري مي کردند. درنهايت نيز با دعوت عمومي از مردم و وزارتخانه، سمينار برگزار شد. احسان نراقي در حاشيه سمينار از جوانان و روشنفکران دعوت کرد که در اين جلسات شرکت کنند و با پرسشها شهري که مي خواهند سال ها در آن زندگي کنند از نزديک آشنا شوند.

زير سايه سيل

سمينار 6 روزه «مسائل اجتماعي شهر تهران»، صبح روز دوم ارديبهشت درحالي در دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران افتتاح شد که همه شهر در اندوه سيلي بزرگ بود که بخشي از پایتخت کشور عزیزمان ایران را با خود شسته بود. در روز اول ارديبهشت آن سيل بزرگ بخشي از زندگي مردم اين شهر را در جنوبي ترين بخش آن با خود برده و خبرش تيتر يک همه روزنامه هاي آن وقت شده است بود.

فرزانه ابراهيم زاده: «اگر از اوج به شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران نگاه کنيم يا کوچه بعد کوچه هاي آن را به دقت ببينيم، متوجه مي شويم بدريخت ترين شهر دنياست و اي

سيلي که باعث شد که برخي از مقامات آشنا شده است مانند سيدمحسن نصر، شهردار وقت پایتخت کشور عزیزمان ایران به آن سمینار نيايند. هرچند دکتر احمد نفيسي که در آن وقت معاون شهردار پايتخت بود، در آخرين روز اين سمينار شرکت و راجع به پرسشها شهرداري صحبت کرد؛ معاون اصفهاني الاصل شهردار که کمتر از يک ماه بعد از برگزاري اين سمينار در ۴۲ سالگي به عنوان جوان ترين شهردار تاريخ پایتخت کشور عزیزمان ایران بر صندلي تکيه زد. نخستين جلسه سمينار در دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران به رياست افتخاري احمد رهبر، رئيس دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران و رياست علي اکبر سياسي برگزار شد. دکتر سياسي در ابتداي اين جلسه با اشاره به علاقه دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران به حل وفصل پرسشها اجتماعي راجع به اين گردهمايي گفت: «به هرحال، هر کس در پایتخت کشور عزیزمان ایران زندگي مي کند، فکر مي کند کليه پرسشها اين شهر ازقبيل برق، آب و… را به خوبي مي داند و روي آن اظهارنظر مي کنند. غافل از اينکه هريک از اين مسائل، مستلزم مطالعه زياد هست؛ به ويژه شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران که همه چيز آن به طور عجيبي در حال تغيير و تحول است و اين را به خوبي از مقايسه پایتخت کشور عزیزمان ایران با ۱۰ سال قبل مي توان سنجيد.»

نراقي بعد از ارائه گزارشي از روند تحقيقات گفت: «براثر برخورد تمدن ايران با تمدن غربي مي توان گفت پایتخت کشور عزیزمان ایران مانند بندري شد که در آن هجوم جمعيت، مسائلي مانند تصادم افکار قديم و جديد و ساير پرسشها مشابه اين را به وجود آورد. پایتخت کشور عزیزمان ایران در ۱۳۰۶ داراي ۲۳۰ هزار نفر جمعيت بوده است و امروز قريب به دو ميليون نفر جمعيت دارد. به اين ترتيب، در هر سال صد، هزار نفر به جمعيت شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران اضافه شده است هست؛ لذا اين مقدار سالي ۴۰ هزار نفر افزايش جميعت طبيعي است و ۶۰ هزار نفر بقيه، ازدياد جمعيت غيرطبيعي بوده که بر اثر مهاجرت روستایيان به پایتخت کشور عزیزمان ایران صورت گرفته هست. در حدود ۴۱ درصد از خانوارهاي پایتخت کشور عزیزمان ایران در يک اتاق زندگي مي کنند و مسئله مسکن بسيار مهم است.»

تهران، بدریخت‌ترین شهر دنیاست

در اين 6 روز، پرسشها مختلفي به بحث و بررسي گذاشته شد ولی شايد يکي از مهم ترين موضوعاتي که در پایتخت کشور عزیزمان ایران به چشم کارشناسان آن سرنوشت آمده بود و در چند جلسه متفاوت راجع به آن صحبت شد، بورس بازي و سوداگري و سفته بازي بود. به گفته کارشناسان در اين سمينار در سال ۱۳۳۹، هزار بنگاه معاملاتي مشغول دادوستد در اين زمينه در تهراني بودند که 13 هزار و ۳۰۰ هکتار زمين داشت که در سال ۱۳۳۹ بيست و پنج هزار هکتار آن مورد معامله قرار گرفته بود. اين معامله دوبرابر زمين هاي آن روز پایتخت کشور عزیزمان ایران به شمار مي رفت.

در اين جلسات آمار کمي جالبي هم راجع به زندگي تهراني ها داده مي شد که در ميان آنها مي شود به ميزان خورد و خوراک آنها اشاره کرد که گفته شد در سال 1339، دو ميليارد تومان هزينه خورد و خوراک مردم اين شهر شده است هست.

شهر مردانه

دومين جلسه سمينار که به رياست دکتر جزايري برگزار شد با محور شهر و شهرسازي در پايتخت بود.

مهندس مؤيد، دانشيار دانشگاه که گفت براي ساختن نبايد خراب کرد، به تخريب محله عرب ها اشاره کرد و افزود: «يک شهر درست مانند يک انسان است که حتي جهاز تنفس هم دارد و روي اين نظر صحيح نيست که يک قسمت از آن را بدون درنظرگرفتن بستگي به ساير قسمت ها خراب کرد و چيز تازه اي از آن ساخت.» او بر اساس آماري که در اختيارش قرار داشت، با درنظرگرفتن 20 مترمربع فضاي آزاد که براي هر فرد در پایتخت کشور عزیزمان ایران وجود ندارد، استنباط کرد: «شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران مرده است و جهاز تنفس ندارد.»

او راجع به وضع شهرسازي در دنیا به چند نمونه اشاره کرد و راجع به کمبود مسکن گفت: «در سال ۱۹۰۹ براي اولين بار در فرانسه معماران گرد آمدند و طرح هايي دادند و گفتند ما دولت ها را وادار به انجام اين طرح ها مي کنيم. در اوايل آنها را مسخره کردند تا اينکه در سال ۱۹۲۰، طرح هاي زيادي براي معماري تهيه شد تا جايي که وزارت مسکن را تشکيل دادند.»

حکمي، دستيار تحقيق مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي به طور مفصل به شهرنشيني در پایتخت کشور عزیزمان ایران در دوره هاي تاريخي اشاره کرد و گفت: «در آخرهای قاجاريه عده اي از شخصيت هاي مملکت کوشيدند پایتخت کشور عزیزمان ایران را يک شهر صنعتي کنند که شايد روي سياست مملکت و دخالت بيگانگان عملي نشد. در ميدان حضرتي به طرف مرکز ايران، يعني قم و اصفهان يا دروازه قزوين، امين السلطان و… پارک هايي در شمال شهر ساختند. بعد از دوره قاجار، تمرکز اداري در پایتخت کشور عزیزمان ایران پيدا شد و پایتخت کشور عزیزمان ایران جاي مرکز قدرت سابق يعني ارگ را گرفت ولي باز سروکار با بازار بود. وقتي طبقه اداري به پایتخت کشور عزیزمان ایران اضافه شد، این شهر طبقه بندي شد. کم کم جامعه طبقاتي و بين طبقات و قسمت هاي متفاوت شهر اختلاف به وجود آمد.

هرچند ابتداي سلطنت پهلوي فقرا در شاهرضا مي نشستند ولي با آمدن ثروتمندان به اين حدود، فقرا به جنوب رفتند و از زمين هاي آزاد حوالي کوره ها استفاده کردند و در وضع حاضر، دو هسته سکونت و اداري به وجود آمده هست. هسته شهر کم کم به طرف بزرگراه قديم شميران کشيده مي شود و به اين نتيجه مي رسيم که شهر هنوز تحرک دارد؛ بعد بايد شهرسازان طرح هايي منطبق بر فرداي شهر تهيه کنند.» اماني، دستيار تحقيق مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي نيز راجع به بافت جمعيتي پایتخت کشور عزیزمان ایران صحبت کرد و آمارش را چنين ارائه داد: «در سال ۳۵، پایتخت کشور عزیزمان ایران ۱۵۱۲۰۰۰ نفر جمعيت داشته است و در سال ۳۸ اين جمعيت به ۱۶۵۰۰۰۰ رسيد. بنده در مطالعاتي که کرده ام، فرض مي کنم پایتخت کشور عزیزمان ایران 10 هزار هکتار مساحت داشته باشد. در محل هاي باغ انگوري- ميدان محمديه و شاهپور در هر هکتار هزار نفر و در نواحي ميدان سپه، ناصرخسرو و بوذرجمهري در هر هکتار صد نفر زندگي مي کنند.»

نکته جالب، آماري بود که اين کارشناس از جمعیت پایتخت کشور عزیزمان ایران در ابتداي دهه 40 داد: «افزايش طبيعي در شهر تهران، تابع يک تصاعد هندسي است و عامل موجود بيشتر از افزايش طبيعي در ازدياد جمعيت تأثير داشته هست. جمعيت پایتخت کشور عزیزمان ایران از يک قرن پيش ۱۴ برابر شده است هست. در قديم در يک واحد مسکوني، تمام فاميل تحت سرپرستي بزرگ خانواده بودند و درحال حاضر، فرم خانواده به طور کلي تفاوت کرده و به صورت همسران و فرزند درآمده هست. اگر افزايش طبيعي را 4,2 درصد بگيريم، جمعيت پایتخت کشور عزیزمان ایران باید ۱۰۳۴۰۰۰ مي شد، درحالي که طبق آمار، ديگر از ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۵، هر سال ۶۲ هزار نفر از شهرستان ها به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمده اند.

ولي بين سال هاي ۳۵ تا ۳۸ مهاجرت کم شده است و به سالي ۲۷۰۰۰ نفر تقليل يافته است.» در آن وقت به طور میانگین در پایتخت کشور عزیزمان ایران هر 10 خانوار، 45 نفر بودند. در کنار اين، در پایتخت کشور عزیزمان ایران ۳۷ هزار نفر در سال ۳۵ تک زيست بوده اند که ۱۱ درصد از خانوار پایتخت کشور عزیزمان ایران را تشکيل مي دادند. در سال هاي پاياني دهه ۳۰ بر اساس آمار رسمي در برابر هر ۱۰۰ زن، ۱۱۲ مرد در پایتخت کشور عزیزمان ایران وجود داشت و همين امر باعث مي شد کارشناسان استنباط کنند که پایتخت کشور عزیزمان ایران يک شهر مردانه بود. بر همين اساس در پایتخت کشور عزیزمان ایران هر سال ۱۸هزار ازدواج انجام مي شد و در برابر ۶ هزار طلاق وجود داشت. اختلاف سن زوجين بين هشت تا ۹ سال بود؛ هرچند اماني اعتقاد بود: «ميزان واقعي ازدواج ۳۵ در هزار براي مردان و ۴۱ در هزار در زنان است و در سنين ۱۵ تا ۱۸، سرعت ازدواج براي زنان ۲۵ درصد از مردان بيشتر است.»

برق، آب، گاز؛ مسئله اين است

دو روز از سمينار پرسشها اجتماعي پایتخت کشور عزیزمان ایران ولی به عنوان حمل ونقل عمومي، آب، برق و تلفن و گاز اين شهر تخصیص داده شده است داده شد. موضوعاتي که بيشتر بخش بحث هاي رفاهي شهر در آن وقت بود و جزء دغدغه هاي مديران شهري براي تبديل پایتخت کشور عزیزمان ایران به شهري بود که قرار بود به سمت شهري مدرن و صنعتي گذر کند. رياست يکي از اين جلسات را مهندس مهدي بازرگان برعهده داشت که در آن وقت استاد دانشکده فني دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران بود و در زمينه لوله کشي آب پایتخت کشور عزیزمان ایران نظراتي را ارائه داده بود. در اين جلسه صورت هاي شاخصي چون منصور روحاني که در آن وقت مديرکل شرکت آب پایتخت کشور عزیزمان ایران بود و در دولت حسنعلي منصور به عنوان وزير آب و برق گزینش شد، احسان نراقي و مهندس اميرحسين جهانبگلو که در آن وقت در شرکت نفت کارشناس بود، شرکت و سخنراني کردند.

او در اين جلسه با گله از نبودن روحيه همکاري در پایتخت کشور عزیزمان ایران گفت: «از قديم بر ايراني ها روح انفرادي حکومت کرده و ادارات متفاوت وجود نداشته است و مابين مردم، نه هماهنگي بود و نه همکاري. وقتي شهرهاي قديم را مطالعه مي کنم، مي بينم با نقشه قبلي ساخته نشده هست. در دوران بعد از مشروطه اداراتي به وجود آمد که باز جنبه فردي اش بر جنبه اجتماعي آن مي چربيد و هر وزارتخانه روي عقايد وزير مي گشت؛ تا اينکه تشکيل توسعه ادارات در وقت دودمان پهلوي بيشتر شد. درحال حاضر، شرکت هاي متفاوت مانند شرکت تلفن، سال ها با احتياجات مردم فاصله دارد. به عنوان نمونه هزارها تقاضا مي رسد ولي مدت ها به طول مي انجامد تا تلفن متقاضي برسد. در ادارات نيز روح انفرادي حکومت مي کند. شرکت تلفن فکر خودش هست، شرکت آب و برق و… نيز همين فکر را دارند و فکر اجتماعي ندارند. يادم است در وقت شهرداري آقاي ابتهاج، من جزء انجمن عالي شهر بودم. ايشان آمدند و گفتند کاري با شما نداريم، شما فقط يک نقشه پنج ساله براي امور شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران بکشيد. طرح هاي مطرح شد ولي بعد آن طرح ها از بين رفت.»

يکي از موضوعاتي که گله شرکت کنندگان را به همراه داشت، اين بود که آیا جاي نمايندگان مجلس و کارمندان شهرداري در آن خالي است تا پرسشها را بشنوند و براي حل آن اقدام به تهيه قانون کنند. دکتر جزايري که رياست جلسه دومين روز را برعهده داشت اين گله را مطرح کرد و گفت: «چرا شهرداري حالا که مجلس نيست و انجمن شهري وجود ندارد، اقدام به تهيه قانون نمي کند که وزير کشور امضا کند و طبق آن از اين به بعد، خياباني کمتر از 40 متر و کوچه کمتر از ۱۰ متر ساخته نشود؟ آیا شهرداري با تجربياتي که دارد، فقط در پایتخت کشور عزیزمان ایران هر سال درخت چنار مي کارد و چنار بر اثر کم آبي خشک مي شود و شهرداري مجبور است هر سال درخت بکارد و بودجه اين مردم را صرف کند؟ آیا از درخت نارون و زبان گنجشک استفاده نمي کند؟ اينها تجربياتي است که شهرداري به دست آورده، آیا استفاده نمي کند؟ اينها جاي تأسف است.»

شرکت واحد با سرمايه واحد

موضوع حمل ونقل عمومي در پایتخت کشور عزیزمان ایران نيز يکي از بحث هايي بود که مطرح شد و مرور آن بعد از گذشته ۵۵ سال جالب هست. در اين جلسه، دنیا بيني رئيس هيأت مديره شرکت واحد اتوبوسراني پایتخت کشور عزیزمان ایران و حومه شرکت کرده بود و راجع به راه اندازي آن در دهه ۳۰ گفت: « از سال ۳۱ تأسيس شرکت اتوبوسراني از طرف نمايندگان مجلس شوراي ملي تصويب شد ولي به علت مشکلاتي که پيش آمد، به مرحله اجرا درنيامد. در سال ۳۲، اصولا اتوبوسراني پایتخت کشور عزیزمان ایران به صورتي که مسير معين يا وقت و ساعت مشخص از نظر شروع و خاتمه کار داشته باشد، فاقد بود. در سال ۳۲ دولت وقت موافقت کرد تا 500 دستگاه اتوبوس از خارج وارد و به شرکت هايي که به ثبت رسيده باشد، فروخته شود. درنتيجه ۱۸ خط به وسيله شرکت هاي اتوبوسراني به ثبت رسيد و با سرمايه خصوصي افراد به وجود آمد و همين مقدمه اي براي تأسيس شرکت واحد اتوبوسراني فعلي شد.»

شرکت واحد اتوبوسراني پایتخت کشور عزیزمان ایران و حومه آن طور که مديرعاملش گفت، در بيستم فروردين ۱۳۳۵ با سرمايه 300 ميليون ريال که به 30 هزار سهم 10 هزار ريالي تقسيم شده است بود، به ثبت رسيد: «ابتدا طبق قانون ۵۱ درصد سهم آن به وسيله شهرداري تعهد و ۴۹ درصد بقيه قرار شد به صاحبان خطوط و متقاضيان ديگر فروخته شود. بعد از انجام تشريفات مذکور در تير 1335، شرکت واحد اتوبوسراني پایتخت کشور عزیزمان ایران و حومه عملا شروع به کار کرد که در ابتدا ۳۳۶ دستگاه اتوبوس از خطوط سابق تحويل گرفت و تعداد صد دستگاه نيز خريداري و ۹ خط در شهر تهران، دائر و شروع به توسعه آن کرد تا اينکه درحال حاضر هزار و ۴۲۹ اتوبوس که ۸۵۰ دستگاه موتور عقب، ۲۵۰ اتوبوس دوطبقه، ۹۳ شورلت، ۲۳۶ بنز موتور جلو هست، در اختيار دارد که در ۷۳ خط متفاوت در پایتخت کشور عزیزمان ایران و حومه مشغول به کار هستند.»

در آن وقت درآمد شرکت واحد از بليت فروشي بود. آماري که دنیا بيني اشاره کرد نيز با توجه به ارزش ريال در دهه 40 جالب است: «درآمد عمده شرکت واحد از فروش بليت هاي دو ريالي، 2,5 ريالي، چهار ريالي، هشت ريالي تأمين مي شود که مجموعه درآمد سال ۱۳۴۰، ۹۴۷۰۰۸۲۸۰ ريال بوده است که با محاسبه با درآمد سال ۱۳۳۹، مبلغ ۸۵۴۲۵۷۹۴۷ ريال بوده هست. مبلغ ۹۲۷۵۰۲۲۲ ريال اضافه درآمد داشتيم. ضمنا از ۱۲۴ ميليون تومان بدهي در سال ۱۳۴۰، مبلغ ۴۱ ميليون ريال پرداخت شده است است.»

گلايه از عدم رعايت مقررات عبور و مرور در تهران، موضوعي بود که معاون اداره راهنمايي رانندگي به آن اشاره کرد و از وزارت فرهنگ خواست تا قوانين راهنمايي را به عنوان يک واحد درسي در مدارس تدريس کنند. در اين جلسه البته مهندس بازرگان پيشنهاد کرد تا مانند شهرهاي اروپايي از طرح اتوستراد که راه هاي زيرزميني هست، براي حل مسئله ترافيک استفاده کنند.

گاز شهري پایتخت کشور عزیزمان ایران بحث ديگري بود که با حضور نماينده شرکت ملي نفت ايران مطرح شد. طرحي که ظاهرا در آن وقت مخالفان و موافقاني در پایتخت کشور عزیزمان ایران داشت. توصیه جالب در حرف هاي حکمي، اين بود که مخالفان اعتقاد بودند پخش گاز شهري باعث توسعه پایتخت کشور عزیزمان ایران مي شود.

شهر غربي پايتخت

موضوع محله هاي جديد در پایتخت کشور عزیزمان ایران و تشکيل هسته غربي شهر در آن وقت در دستور کار چهارمين جلسه اين سمينار بود. در آن وقت با توجه به مهاجرت زياد به شهر و گسترش حاشيه نشيني، سه منطقه يا کوي در پایتخت کشور عزیزمان ایران تشکيل شده است بود؛ سه منطقه اي که با همراهي شهرداري و بانک ساختمان با زنده کردن زمين هاي موات آماده مي شد. اين سه محله در سه نقطه متفاوت در يوسف آباد، نازي آباد و نارمک بود. بحث ساماندهي اين سه منطقه در اولويت صحبت هاي اين جلسه قرار داشت.

سخنران آخر اين جلسه دکتر گلستاني، مهندس معمار و شهرساز و دانشيار دانشکده صنعتي در مورد پروژه يک هسته مرکزي براي غرب پایتخت کشور عزیزمان ایران پيشنهاد مهمي داد. او درخواست کرد تا روي طرحي کار کنند که در بخش غربي شهر منطقه اداري- فرهنگي-تجاري تازه اي ساخته شود: «تا آن زماني که پایتخت کشور عزیزمان ایران از شمال به حدود خيابان هاي شاه و شاهرضا و از غرب به حوالي خيابان سي متري محدود مي شد، مي توان گفت هنوز هسته مرکزي و قديمي شهر، يعني بازار و بعدها خيابان هاي شمالي تر تا حدود لاله زار و اسلامبول براي برطرف احتياجات کلي ساکنان زياد ناقص و ناکافي به نظر نمي رسيد؛ به ويژه اينکه رفت وآمد وسايط نقليه و تعداد آنها به صورت امروزي درنيامده و اشتباهات فعلي را در مرکز شهر پيش نياورده بود ولي از موقعي که شهر از اين حدود تجاوز کرد، به سرعت به طرف شمال و غرب پيشرفت کرد. ديگر آن قسمت مرکزي چه از نقطه نظر کميت و کیفيت و چه از لحاظ موقعيت و سهولت رفت وآمد براي اين شهر بزرگ و محله هاي جديد آن، کافي به نظر نمي رسيد.»

در آن وقت در مرکز پایتخت کشور عزیزمان ایران سه گروه کلي کاري وجود داشتند، تجارت، کارهاي اداري و تفريح و گردش که همه تأسيسات در مرکز شهر وجود داشت. پيشنهاد شد که در غرب پایتخت کشور عزیزمان ایران مرکز تازه اي به وجود بيايد: «در نقطه مرکز فعلي در انتهاي خيابان سپه و مماس با خيابان سي متري زمين باغشاه به مساحت تقريبي 800 هزار مترمربع تقريبا آزاد و بلامانع قرار گرفته هست. بعد اين بخش را خالي و ارتش را به خارج شهر انتقال یافته کنند. اولين طرح براي آبادي اين بخش، راه اندازي يک مرکز خريد عمده براي ساکنان اين بخش بود تا بخش عمده اي از مردم که در اين بخش زندگي مي کنند، احتياج به رفت وآمد به مرکز شهر نداشته باشند. در بخش زيرساخت اداري هم مرکز اداري تشکيل بدهند و کارهاي ضروري مردم اين منطقه را برطرف کنند.»

خودکشي؛ معضل جدي تهران

پنجمين جلسه اين سمينار را دکتر غلامحسين صديقي اداره کرد. اين جلسه با توجه به حضور دکتر غلامحسين صديقي، بيشتر به سمت معضلات اجتماعي رفت.

آمار عجيب و غريب ناهنجاري هاي اجتماعي ازقبيل خودکشي، فحشا، طلاق و پرسشها اجتماعي در اين جلسه به وسیله دکتر شاپور راسخ ارائه شد که باعث تعجب شرکت کنندگان هم بود. بر اساس آمار دکتر راسخ: «در سال ۱۳۳۸ در سراسر کشور چهار هزار و ۵۸۰ جرم و در پایتخت کشور عزیزمان ایران هزار و ۶۰۰ جرم و در کل کشور 63 هزار پرونده جنحه و 17 هزار پرونده جنحه در پایتخت کشور عزیزمان ایران وجود داشته است و به اين ترتيب بايد گفت شهر نسبت به کل کشور، آمار قابل توجهي دارد. آمار فحشا در پایتخت کشور عزیزمان ایران در نوع جرم، دوم به حساب مي آمد. سومين آمار متعلق به ضرب وجرح بوده هست. افزايش کشيدن چک بي محل در فاصله سال ۳۷ تا ۴۰ هم با رشد چشمگيري روبه رو بوده هست. در رده بعدي، خودکشي قرار داشت که از ۱۷۰ خودکشي سراسر کشور ۱۱۹ مورد در پایتخت کشور عزیزمان ایران رخ داده بود.»

هزينه هاي زندگي در پایتخت کشور عزیزمان ایران هم عنوان بعدي بود. مهرباني، دستيار تحقيق مؤسسه در مورد تهيه و تنظيم شاخص هزينه زندگي به بررسي پرسشنامه ها دست زد. در اين پايش در تهران، هر نفر چهار هزار و ۲۸۰ ريال در سال پول مواد غذايي مي داد که در حدود ۲۸ ريال در روز مي شد. در اين تحقيق مشخص شد که طبق آمار به دست آمده، هر خانواده هر سال يک درصد از درآمد خود را صرف تعليم و تربيت اطفال کرده بود.

زندگي در گودال هاي زيرزميني

از دست رفتن بخش قديمي پایتخت کشور عزیزمان ایران نيز موضوعي بود که مهدي مؤتمني، دستيار تحقيق به آن اشاره کرد. بر اساس آمار در قسمت قديمي شهر، جمعيت ساکنان بازار در سال ۲۵ حدود ۳۲۷۳۹ نفر بودند که از اين ميان ۷۴۹۲ خانوار شهرستاني و ۱۵۷ خانوار تهراني بودند. اين ترکيب جمعيتي بعد از جنگ جهاني اول تغيير کرد و اشراف به جاي ديگري رفتند. ولی موضوعي که زن فقيه به عنوان سرپرست اندرزگاه جنوب شهر و زن نفيسي به عنوان مؤسس انجمن خيريه بهجت آباد ارائه کردند، باعث تصویر العمل بسياري شد. فقيه در مورد افراد جنوب شهر، صحبت و آنها را به سه دسته تقسيم کرد که دسته اول در کوچه ها و خيابان ها و دسته ديگر در گودال ها و دسته سوم در کاروانسراها زندگي مي کنند.

او وضعيت بهداشت اين منطقه را بسيار بد توصيف کرد و گفت که زنان اين منطقه حتي از منزل داري و فرزند داري سررشته اي ندارند. به گفته فقيه: «در سال ۴۱ در گودال هايي زندگي مي کردند که ۲۰ تا ۳۰ پله از سطح زمين پايين تر قرار داشت. در اين گودال ها مساحت منزل ها از ۴۰ تا ۱۲۰ مترمربع است و بين ۳۰ تا 40 تومان کرايه مي دهند. در اين منزل ها مردم از چاه آب مي خورند. غذاي سالم در اين منطقه نيست ولي آشامیدنی ها در دسترس هست. هشت درصد فرزند هاي هفت تا 12 سال اين منطقه درس مي خوانند و در ميان آنها دختر ديده نمي شود. بقيه در حال کار کردن هستند.»

خانم نفيسي، مؤسس انجمن خيريه بهجت آباد نيز راجع به اهداف اين انجمن و پاکسازي محله هاي جنوب شهر و قاچاقچيان صحبت کرد. آمار بيماري هاي رواني موضوعي بود که دکتر رضاعي راجع به آنها صحبت کرد و گفت که در سال ۱۲۹۶ بيمارستان پایتخت کشور عزیزمان ایران با ۲۰ بيمار افتتاح شد. پایتخت کشور عزیزمان ایران آن روز ۲۰۰ هزار نفر جميعت داشت و نسبت بيماران رواني و جمعيت، يک در هزار بود. در سال ۱۳۳۶ جمعيت پایتخت کشور عزیزمان ایران يک ميليون نفر و تعداد بيماران هزار و ۵۰۰ نفر بود و نسبت به يک در هزار رسيد.

سپردن شهر به مردم

در آخرين روز از سمينار بررسي پرسشها اجتماعي تهران، آخر معاون شهرداري پايتخت به آنجا آمد و راجع به وضعيت اين شهر صحبت کرد. احمد نفيسي با اشاره به اينکه عرايضش جنبه علمي ندارد، گفت: «ما اعتقاد داريم که کار مردم بايد به دست مردم سپرده شود و مطمئن هستيم که در اين صورت وضع بهتري خواهيم داشت. سه دستگاه آب و برق و اتوبوس در اختيار شهرداري است ولي عملا مستقل کار مي کنند و ما سعي مي کنيم حتي الامکان دخالتي در امور آنها نکنیم تا کارش بهتر پيش برود و اگر بشود شرکتي براي آسفالت بسازيم که به همين نحو کار کند، خيلي بهتر خواهد بود. دخالت مردم شهر ما در امر مربوط به خود فقط محدود به حرف زدن است در صورتي که بايد ميل داشته باشيد و بفهميد آیا دستگاهي خوب نمي شود.»

نفيسي گفت: «اگر از اوج به شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران نگاه کنيم يا کوچه بعد کوچه هاي آن را به دقت ببينم، متوجه مي شويم بدريخت ترين شهر دنياست و اين مصيبت از بي نقشه اي و بي نظمي آنهايي بوده که در گذشته ها اداره شهر را به عهده داشته اند. در شهرداري اداراتي وجود دارد که نباید باشند. هيچ چيز در شهرداري فناناپذير نيست و اگر عوارضي از ۲۵ سال پيش وضع شده، همان طور مانده است.»

نفيسي همچنين در مورد وضع مالي شهرداري گفت: «وقتي آقاي دکتر نصر به شهرداري آمد، ۱۳۵ ميليون تومان قرض شهرداري بود. بعد از دو ماه، ۱۴۹ ميليون تومان و بعد از دو، سه ماه ديگر ۱۶۸ ميليون تومان و بالاخره دو ماه ديگر به ۲۳۰ ميليون تومان رسيد. درحالي که شهرداري کوچک ترين قراردادي نبسته بود و قرضي هم نکرده بود و بالاخره پي برديم که اصلا حسابداري شهرداري وضع نامرتبي دارد و اکثر حساب ها بر پايه سندهايي است که نسخه اي از آن در شهرداري موجود نيست. درحال حاضر، ۱۸۰ ميليون تومان قرض داريم و بقيه را پرداخته ايم. ما از مردم عوارضي مربوطه به سال ۱۳۲۲ مي خواهيم و طلب هايي از سال ۱۳۲۵ داريم ولي معلوم نيست ما به چه حساب طلب داريم و به چه مدرک بدهکار هستيم.»

نفيسي، بهترين کارمندان دولت را رفتگران دانست که با حقوق ۱۵۰ تا ۲۵۰ تومان، يعني کمتر از عمله، يک شبانه روز کار مي کنند.

از ديد شهردار بعدي تهران، مأموران آتش نشاني در رتبه بعدي قرار داشتند که با وسايلي که به درد يک شهر 150 هزار نفري مي خورد، به بهترين وجهي در پایتخت کشور عزیزمان ایران خدمت مي کنند.

نيروي انساني نيز عنوان بعدي بود که نفيسي آمار جالبي راجع به آن ارائه کرد: «شهرداري پایتخت کشور عزیزمان ایران هفت هزار کارمند دارد که فقط هزار و ۱۰۰ نفر آنها تحصيلکرده هستند و از اين عده فقط ۲۵ نفر ليسانسيه، ۳۰ مهندس و کمک مهندس و ۳۷ دکتر داريم که در دستگاه هاي ديگر نيز کار دارند. فقط سه نفر کلاس امور اداري را ديده اند ولي در برابر شرکت برنامه ۷۵ درصد کارمند ليسانسيه دارد.»

سعيد فيروزآبادي، مديرکل سابق امور مالي شهرداري هم در بخشي از حرف هايش، پایتخت کشور عزیزمان ایران را شهري بي قواره دانست که بدون نقشه جلو رفته است: «در حدود 6 ميليون تومان پول غرامت زمين براي ميدان جلوي نهر کرج داديم و براي ميدان هاي برابر موزه، منيره و ابن سينا نيز به همين طريق پول داديم که ناتمام ماند. شهر تهران، حدود 300 ميليون تومان پول مي خواهد که چاله چوله هايش را پر کند.»

من سپورم

اما جالب ترين بخش اين کنفرانس شش روزه حضور مینوچهر، شهردار جواديه بود. شهرداري که از اقداماتش در جنوبي ترين نقطه پایتخت کشور عزیزمان ایران گفت و صحبتش را چنين شروع کرد: «بنده سپورم و کلاس سپوری را در طي ۲۴ سال در سپورخانه مبارکه پایتخت کشور عزیزمان ایران ديده ام. سخنران نيستم و صحبت هاي من به درد قهوه منزل هاي جنوب شهر مي خورد.»

مينوچهر با اشاره به اينکه وقتي وارد جواديه شدم، ديدم مردها و زن ها همه سطل به دست دارند و براي آوردن آب مقدار زيادي راه مي روند، افزود: «آن روز هوا باراني و سرد بود، به طوري که من بسيار متأثر شدم. کنجکاوي کردم معلوم شد در منزل هاي جواديه که صدي ۹۰ بيش از ۳۰ متر وسعت ندارند و بقيه از صد و50 متر تجاوز نمي کرد، چاه هاي آب در فاصله دومتري مستراح ها حفر شده است بود و باید از اين چاه هاي ۲۰ متري آب به دست می آوردند. معمولا بين صاحب ملک و مستأجر دعوا مي شد. چون منزل هاي جواديه معمولا چهار تا پنج اتاق دارد، هر روز نزديک به ۱۰ فرزند در اين چاه هاي سر باز از بين مي رفتند. در جواديه چهار چاه با اصول بهداشتي از طرف دولت حفر شده است بود که روزي چند ساعت کار مي کرد و در آن ساعت ظرفشوي، رختشوي، قالي شوي و کساني که حيوانات را مي شستند به آن هجوم مي بردند.

من روزي مردم را در برابر يکي از اين چاه ها جمع کردم و گفتم مي خواهيد براي شما لوله کشي بکنم. آنها گفتند چطور مي خواهي اين کار را بکني، ولي بالاخره لوله کشي را انجام دادم با حداقل ۲۷۵ ريال، حداکثر ۱۵۰۰ ريال که حد میانگین آن ۸۰۰ ريال شد. در مدت چهار، پنج ساعت، ۲۳ منزل را لوله کشي کردم، بدون تشريفات و پرونده سازي و نوبت گرفتن و… مي خواست بگيرد. درحالي که با متري ۲۳ تومان شرکت آب، براي دو متر آب ۴۶ تومان مي شود، به جاي آب نوشيدني بطري 6 ريال روانه منزل ها کرد.» او آن طور که خودش گفت، بالاخره در عرض دو ماه، ۱۷۱۷ منزل را لوله کشي کرد: «بعد از مدتي چند تا مهندس از شرکت آب آمدند که لوله کشي آب در انحصار ماست و تو حق نداشتي چنين کاري بکني.

آنها را با زور بيرون کردم. من خودم به اندازه يک شاگرد لوله کش از لوله کشي سرم مي شد و در کار لوله کشي از دکتر مهندس استفاده نکردم. عقل خودم و چند تا بيوه زن را سرهم کرديم و کارها انجام شد.» مينوچهر در گزارشي براي روزنامه اطلاعات شرح کارهاي خود را نوشته بود: «من آب را با برق از چاه در مي آورم و متري هفت شاهي تمام مي شود. شما چطور آبي را که بدون دردسر از کرج مي آيد و اگر تصفيه شود، متري 10 شاهي بيشتر تمام نمي شود، به اين گراني مي گيريد. من گفتم پایتخت کشور عزیزمان ایران را حاضرم لوله کشي کنم و متري سه ريال بگيرم.»

موضوع بوروکراسي اداري در شهرداري مسئله ديگري بود که مينوچهر به آن انتقاد کرد و از اصلاح آن در جواديه گفت: «شما وقتي مي خواهيد به شهرداري پول هم بدهيد به قدري شما را پايين و اوج مي فرستند که پشيمان مي شويد ولي حالا شما بياييد جواديه براي پروانه ساختماني سه، چهار ساعت براي مفاصا حساب، 10 دقيقه براي عوارض، فقط يک دقيقه طول مي کشد و آبدارخانه نداريم. زن ماشين نويس ساعت هفت و نيم بايد سر کارش باشد و در ساعت يک و نيم بعدازظهر برود. در جواديه 80 سپور داريم که ۵۶ نفر آنها عمله هستند.»

شهردار جواديه بعد از اشاره به تأسيس کودکستان و انجمن هاي محلي راجع به جلوگيري از سيل پيشنهادهايي مطرح کرد:

۱- بايد نهر فيروزآباد به عرض حداقل 6 متر تعريض شود.

۲- جداره هاي طرفين نهر به وسيله سنگ و سيمان يا بتون ساخته شود و در روي پياده روهاي طرفين آن ديوارهايي به عرض يک متر و به ارتفاع يک متر بتون ريخته شود تا هم مانع سقوط اطفال به نهر و هم گنجايش بيشتري براي عبور سيل داشته باشد.

۳- براي جلوگيري از بوي آن در هر 500 متر، يک رفتگر همه روزه با جاروي فراشي آن را پاک کرده و زباله هاي جمع شده است را اوج بريزد.

۴- پل هاي روي نهر بايد همه آهني باشد و کاملا بالاي ديوارهاي طرفين نهر قرار بگيرد تا مانع عبور آب نشود.

حرف هاي مينوچهر با تمجيد شرکت کنندگان روبه رو شد و احسان نراقي راجع به او گفت: «از سخنراني آقاي مينوچهر خيلي استفاده کردم و به غير از استفاده عملي اين نتيجه را گرفتم که ما در زير فشار دستگاه هاي اداري چنان عاجز و فرسوده شديم که دنبال راه گريزي بوديم.»

جمشيد بهنام، دانشيار دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران آخرين سخنران اين همايش شش روزه بود که راجع به تمرکز پایتخت کشور عزیزمان ایران و رابطه آن با شهرستان ها گفت: «ما در شهر قارچي شکل و خودروي و غول پيکري زندگي مي کنيم که تمام نابساماني ها و ناهنجاري هاي يک شهر بزرگ را داراست، بدون آنکه داراي آن چنان تأسيساتي باشد که شهرنشينان قرن بيستم از آن بهره مند هستند. پایتخت کشور عزیزمان ایران براي روستاييان و شهرنشينان سرابي است که به تازه واردان و مشتاقان خود روي خوش نشان نمي دهد و چون شهر «نيست جهان» که در افسانه هاي کهن از آن ياد شده، آمال و آرزوي اجتماعات عظيمي را که به سوي آن مي آيند، برنمي آورد.»

از ديد اين استاد دانشگاه تنها راه حل مسئله تمرکز پایتخت کشور عزیزمان ایران عمران منطقه اي و ايجاد قطب هاي توسعه است که در چارچوب يک نقشه توسعه اقتصادي در سراسر کشور از توسعه غيرعادي پایتخت کشور عزیزمان ایران عملا جلوگيري کند. بر اساس پژوه هاي تحقيقاتي انجام شده است در زمينه شاخص هاي مهاجرت، پایتخت کشور عزیزمان ایران و آبادان قطب هايي براي جذب مهاجران ايراني بودند. عنوان هزينه هاي زندگي نيز عنوان ديگري بود که در اين جلسات راجع به آن صحبت شد و بر اساس آمار بانک مرکزي در پایتخت کشور عزیزمان ایران روزي ۹۳۶ ريال بود و دومين شهر ارزان ايران بود. در اين فهرست اصفهان با هزينه ۷۴۹ ارزان ترين و آبادان با ۱۳۴۶ گران ترين شهرهاي ايران بودند.

سمينار 6 روزه پرسشها اجتماعي تهران، ساعت ۸ روز هفتم ارديبهشت ۱۳۴۱ با دعاي احسان نراقي که همه مردم در دستگاه هاي عمومي شرکت داشته باشند تا وضعيت پایتخت کشور عزیزمان ایران به صورت مطلوب درآيد تا امور مملکت بر وفق مراد مردم باشد به پايان رسيد. نتيجه اصلي اين سمينار، ترسيم طرح تفصيلي پايتخت بود؛ طرحي که قرار بود همان طور که در اين سمينار به بحث گذاشته شد با آن گسترش پایتخت کشور عزیزمان ایران ساماني تازه بگيرد و از تمرکز شديد اداري جلوگيري شود و افراد مملکت بتوانند به طور يکسان از همه امکانات استفاده کنند. آرزويي که ۵۵ سال است در همان کلوب دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران ماند و پایتخت کشور عزیزمان ایران با بيشتر مشکلاتي که آن روزها هم با آن دست وپنجه نرم مي کرد با جمعيتي که در طي اين سال ها از دو ميليون به ۱۷ ميليون نفر رسيده است و با مشکلاتي فراتر از آن روزها هنوز آرزوي وضعيت مطلوب را دارد.

واژه های کلیدی: ایران | تهران | زندگي | سمينار | شهرداري | اخبار اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs